تبلیغات
خطه پرخاطره - داستان جالب 41
 
خطه پرخاطره
خدایا تو ستاری!همه خوابند تو بیداری،به حق خواب و بیداری عزیزم را نگهداری ....
سه شنبه 10 اسفند 1389 :: نویسنده : روح الله عاشقی

داستان عاشقانه ( عشق ابدی )

پیرمرد صبح زود از خانه بیرون آمد. پیاده رو در دست تعمیر بود. در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان ماشینی به او زد. به زمین افتاد. مردم دورش جمع شدند و او را به بیمارستان رساندند.
پس از پانسمان زخم ها، پرستاران از او خواستند که آماده شود تا از استخوان هایش عکسبرداری شود. پیرمرد به فکر فرو رفت و یکباره از جا بلند شد و لنگ لنگان به سمت در رفت. به پرستاری که می خواست مانع رفتنش شود گفت که عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست
.
پرستار سعی کرد او را برای ماندن و ادامه درمان قانع کند ولی موفق نشدند. از پیرمرد دلیل عجله اش را پرسید.

در جواب گفت: زنم در خانه سالمندان است. من هر صبح به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!
پرستار گفت: اصلا نگران نباشید. ما به او خبر می دهیم که امروز دیرتر می رسید.
پیرمرد جواب داد: متاسفم! او بیماریِ فراموشی دارد و متوجه چیزی نخواهد شد و حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با تعجب پرسید: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید در حالی که شما را نمی شناسد؟
پیرمرد با صدایی غمگین و آرام گفت: اما من که می دانم او کیست . . . !




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:33 ق.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto a coworker who has
been doing a little homework on this. And he actually bought me dinner because I stumbled
upon it for him... lol. So allow me to reword this....
Thanks for the meal!! But yeah, thanx for spending
time to discuss this matter here on your website.
جمعه 13 مرداد 1396 06:14 ب.ظ
Excellent post. I used to be checking constantly this weblog and I'm inspired!
Extremely helpful info specially the closing
phase :) I handle such information much. I used to be looking for this certain information for a long
time. Thank you and good luck.
سه شنبه 6 تیر 1396 07:04 ق.ظ
Hi my family member! I wish to say that this post is amazing, great written and include
approximately all vital infos. I would like to see extra posts like this.
دوشنبه 1 خرداد 1396 02:30 ب.ظ
Currently it seems like Drupal is the top blogging platform available right now.
(from what I've read) Is that what you're using on your
blog?
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:36 ق.ظ
I have been browsing online greater than three
hours today, but I never discovered any interesting article like yours.
It is beautiful value sufficient for me. In my view, if all website owners and bloggers made just
right content as you did, the web shall be
a lot more helpful than ever before.
دوشنبه 14 فروردین 1396 11:52 ق.ظ
Hello mates, how is everything, and what you want to say concerning this paragraph, in my view its genuinely amazing for me.
دوشنبه 20 تیر 1390 08:03 ب.ظ
سلام آقا روح الله...
این آدرس بنر:
http://josheghan.persiangig.com/image/mazhabi/banner-%20size%203.5dar2.5.bmp
سایزش رو هم پرسیدم بچه ها گفتن سایز
5/3 در 5/2 خوبه یعنی طولش5/3 و عرض یا ارتفاع بنر 5/2
متشکر.اجرتون با صاحب نیمه شعبان
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 11:08 ق.ظ
سلام وب جالبی داری اگه تبادل لینک میکنی منو با اسم عاشق تنها لینک کن
مرسی بای
پنجشنبه 4 فروردین 1390 01:14 ب.ظ
سال1390رابرای همه جوانان کوشا ومومن ودغدغه مند درعرصه ی وبلاگ نویسی مخصوصانویسنده ی محترم خطه ی پرخاطره سالی سرشارازیک دلی یکرنگی همدلی وموفقییت آرزومندم
عیدتون مبارک.
روح الله عاشقیبا تشكر از لطف شما
عید شماهم مبارك .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ