تبلیغات
خطه پرخاطره - شخصی
 
خطه پرخاطره
خدایا تو ستاری!همه خوابند تو بیداری،به حق خواب و بیداری عزیزم را نگهداری ....
شنبه 3 بهمن 1388 :: نویسنده : روح الله عاشقی

 





نوع مطلب : شخصی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 01:08 ق.ظ
ببین خدایی با دلم چه کردی

این کارا رو با دل دیگه کردی؟

مثه دل من دلی رو سوزوندی؟

لباس غم به هیچ دلی پوشو ندی؟

هیچکی مثه من نازت و خریده؟

هیچکی با رویای تو پر کشیده؟

میشه بگی چند تا دل و شکستی؟

میشه بگی تو چند تا دل نشستی؟

دین و مرام و اعتقادت اینه؟

دوست دارم عاشقتم همینه؟

دروغ بود هر چی که به من میگفتی؟

همین بود اون وفایی که میگفتی؟

شاید خدا نکرده عاشق شدی؟

عاشق یک دلبر دیگه شدی؟

برو ولی اینو یادت بمونه

تو قول دای بیوفای دیوونه


پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 01:06 ق.ظ
ببین خدایی با دلم چه کردی

این کارا رو با دل دیگه کردی؟

مثه دل من دلی رو سوزوندی؟

لباس غم به هیچ دلی پوشو ندی؟

هیچکی مثه من نازت و خریده؟

هیچکی با رویای تو پر کشیده؟

میشه بگی چند تا دل و شکستی؟

میشه بگی تو چند تا دل نشستی؟

دین و مرام و اعتقادت اینه؟

دوست دارم عاشقتم همینه؟

دروغ بود هر چی که به من میگفتی؟

همین بود اون وفایی که میگفتی؟

شاید خدا نکرده عاشق شدی؟

عاشق یک دلبر دیگه شدی؟

برو ولی اینو یادت بمونه

تو قول دای بیوفای دیوونه


پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 01:03 ق.ظ


دلم که مهمون نمیخواست کی گفت که مهمونم بشی؟

کی گفت بیای تو قلبم و مهمون ناخونده بشی؟

کی گفت منو صدا کنی با اون چشات نگاه کنی

قلبم و از جا بکنی بعدش اونو رها کنی

کی گفت یواشکی بیای تو قلب من پا بذاری

کی گفت بری و تا ابد رد پاتو جابذاری

کی گفت منو شکار کنی شکارت و رها کنی

صیدت و تنها بذاری صید دیگه شکار کنی

کوه غرور بودم کی گفت بیای و مجنونم کنی

کی گفت که تو حصار غم اسیر و زندونم کنی

کی گفت که عاشقم کنی زار و پریشونم کنی

کی گفت که از عاشق شدن منو پشیمونم کنی

کی گفت که از چشای من خواب و بدزدی و بری؟

کی گفت پریشونم کنی٬ کی گفت بری؟کی گفت بری؟


پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 12:56 ق.ظ
بی تو من موندم و رویا
خسته از تموم دنیا
یه دل تنگ شکسته
دو تا چشم خیس خسته
روزا تب دار شبا بیدار
یه تن خسته بیمار
مثه یه مرده سر دار
از خودم از همه بیزار
له له لحظه دیدار
بینمون دیوارو دیوار



چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 11:30 ب.ظ
یه ضرب المثل چینی میگه :

اگه از دوران مجردی لذت نمی بری ، ازدواج کن !

اون وقت حتما از فکر کردن به دوران مجردیت لذت می بری !

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 11:21 ب.ظ
__________________
آن که ویران شده از یار مرا می فهمد! آن که تنها شده بسیار مرا می فهمد!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 11:20 ب.ظ
ازاستاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.

از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.
شنبه 26 فروردین 1391 12:55 ق.ظ
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم




سه شنبه 22 فروردین 1391 12:41 ق.ظ
من تو را به ی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر . من تو را به ی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی، در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و تنها بشناسد. من تو را به ی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای کوچک، برایش یک خاطره باشد. او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛ یا آن دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است. ای.... ،ای بهانه ی زنده بودنم؛ من تو را به ی هدیه می دهم که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو، باز هم به دیوانو بی پروایی اولین نگاه من بتپد. همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم... تو را با دنیایی حسرت به او خواهم بخشید؛ ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟آیا او بیشتر از من برای تو گریسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز ولی، تو در عین ناباوری، او را برگزیدی... می دانم... من دیر رسیدم...خیلی دیر...خیلی... یک بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار کنم که هر روز دلم برایت تنگ می شود. روزهایی که تو را نمی بینم، به آرزوهای خفته ام می اندیشم، به فاصله بین من و تو،... هر روز به خود می گویم کاش شیشه عمر غرورم را شته بودم کاش به تو می گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد برای تو که میدانم هرگز مرا .............
سه شنبه 15 فروردین 1391 03:10 ب.ظ
تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم

ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم

دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه

.

سه شنبه 15 فروردین 1391 03:04 ب.ظ
باید ببینمت !

چرا که روی نوار قلبی ام

پیوسته نام تو بود

و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام

تو را تجویز کرده است . . .

سه شنبه 15 فروردین 1391 03:04 ب.ظ
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ فلک

هر که از دیده مان رفت ز خاطر ببریم

یا که چون فصل خزان آمد وگل رفت به خواب

دل به عشق دگری داده ز آنجا برویم

وسعت دیده ما خاک قدمهای تو بود

خاک زیر قدمت را به دو دنیا بخریم . . .

شنبه 13 اسفند 1390 11:11 ق.ظ
سلام

ببـــیــــــن

این اسمش دلــــــه !

اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی

اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه …

میشد مغــــــــز !

دلـــــه ..

نمی فهمــــــه … !

خواستم اطلاع بدم…

پنجشنبه 11 اسفند 1390 02:14 ب.ظ
سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

پنجشنبه 11 اسفند 1390 01:50 ب.ظ
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره




شنبه 6 اسفند 1390 08:58 ب.ظ
به تو سپرده بودمش
با هزار و یک امید
و حالا برای هزارو یکمین بار
دلم را می برم
تا شکستگی اش را
گچ بگیرند!
شنبه 6 اسفند 1390 08:48 ب.ظ
یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم

ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .
شنبه 6 اسفند 1390 07:09 ب.ظ
براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم :
شنبه 8 بهمن 1390 11:41 ب.ظ
********************

کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت... کاش اگه پا میزاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیزاشت

********************

دوشنبه 5 دی 1390 08:44 ب.ظ
ای قلم بشکن تو از این آه من یا بسوز از این غم جانکاه من یا برایش نامه ای از دل نویس یا بکش شکل مرا با چشم خیس ای قلم از من برایش ناله کن شعرهایم را برایش نامه کن ای قلم ای شاهد شب های من ای که هستی همدم تنهای من ای قلم اشکت نمی ریزد چرا؟ می برم حسرت به صبرت مرحبا ای قلم آخر نمی سوزی؟بگو از نگارش های من آتش بجو ای قلم در دست من فریاد کن از غمم در هر کجا بیداد کن ای قلم ای شاهد این آه من بشکن آخر از غم جانکاه من...
پنجشنبه 28 بهمن 1389 09:27 ب.ظ
عالی
روح الله عاشقیبه جا نمی آرم ...
جمعه 28 خرداد 1389 03:07 ب.ظ
عرض سلام خدمت همشهری عزیز

ازتلاش مچدانه شما متشکرم

امیدوارم در این راه موفق باشید
روح الله عاشقیسلام
خیلی ممنون از اینكه سرزدی
شما هم موفق باشی
دوشنبه 5 بهمن 1388 11:44 ق.ظ
با سلام خدمت همشهری گلمان آقا روح الله عزیز.
از این که شما را در وبگاهتان "خطه پرخاطره" دیدم خشعوف شدم.
امیدوارم ما جوانان شهر بتوانیم بیش از این در مورد خطه پرخاطره ی مادریمان جوشقان که بی شک در گستره ی اینترنت مظلوم واقع شده احساس مسئولیت کرده و بنویسیم تا به یک جنبش وبلاگ نویسی یا به اصطلاح "جوشقان نگاری "دست یابیم.
منتظر حضورتان در "شفق جوشقان قالی" هستم.
روح الله عاشقیسلام آقا مهدی
به همشهریان عزیز سلام مارا برسون
از لطف و نظر شما ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ